تبر وحشي بيداد اگر بگذارد ،
رو به خورشيد به پا ميخيزند
و صداي فرياد
از گلوهاي خفه ، مرده و تنگ
كمر و دست تبرزن را مشت
به تحكم به زمين ميكوبد
و به اميد ، سلامي و به خونها ، جريان
لب زخمي به خروشي پنهان
به زلالي سپيد خورشيد
به جهان خواهد داد .
۱۰ / ۰۹ / ۱۳۸۵